واسم دعا کنین ...

یه اخلاق خاصی دارم که عموما اکثر اشتباهاتم یا همون گناهایی که کردم تو ذهنم میمونه!

از بچگی همین بودم! یعنی الان دونه دونه میتونم بگم چه حق الله هایی و چه حق الناسی گردنمه!

امسال شب قدر یکم نسبت به پارسال سبک تر بودم... تو خلوتم با خدا میخواستم خودمو واسش لوس کنم و بگم ببین دارم دختر خوبی میشم! ولی همون لحظه گناهایی که در طول این یه سال انجام دادم یادم اومد :((

امسال واسه همه دعا کردم! خوشحال بودم از اینکه کسی از قلم نیفتاد... ولی وقتی اومدم خونه یادم اومد امسال بعد از 6 سال اولین شب قدری بود که یادم رفت واسه اون بی شرف! دعا کنم....

این روزا بیشتر به اتفاقایی که میتونه واسم بیفته و منجر به مرگم بشه فکر میکنم..

مثلا موقع خواب این به ذهنم میاد که امکان داره صبح بیدار نشم...

تو ماشین وقتی سرعت زیاده به این فکر میکنم که امکان داره الان تصادف کنیم... وقتی میخوام تذکر بدم که یواش تر رانندگی کنن این تو ذهنم میاد که اگه قرار باشه بمیرم حتی اگه سرعت کم هم داشته باشیم ممکنه یه خودروی دیگه با ما برخورد کنه...

از در خونه که بیرون میرم این میاد تو ذهنم که امکان داره منم مث اون دخترای بیچاره ای که واسه رسیدن به کاراشون بیرون میومدن طعمه گرگ های شهرمون بشم...

تو تمام این لحظات خودمو واسه مرگ آماده میکنم...

حس میکنم این حالی که جدیدا دارم هم خوبه هم بد! چون اینجوری سعی میکنم کارای اشتباهمو کمتر کنم و خوب زندگی کنم... هم اینکه انقد که زیاد به این موضوع فکر میکنم کم کم دارم آدم ترسویی میشم... :) :( !

/ 4 نظر / 13 بازدید
دختری بنام اُمید!

برات دعا کردم عزیزم [بغل][ماچ] ان شالله توم مارو فراموش نکرده باشی [رویا] خیلی جالبه! همه گناهات یادته!!! من که به خودم فشار بیارم 50% یادم نمیاد! شاید بخاطر همینم بعضیهاشو تکرار میکنم چون فراموشکارم [خنثی] عزیزم مرگ و زندگی دست خداست، پس هیچ جای نگرانی نیست! همه اون آدمها عمرشون تموم شده بوده، همین!

عسل

عزیزممممم[ماچ]

Mr chapool

سلام بله مرگ حقه ایشالله قسمتتون میشه غصه نداره[نیشخند]

151 سانتی

چه جالب نگیز ناک انگار این پست از رو ویژگی های فردی من نوشته شده.... دقیقا مو به مو