علاقه ی خطرناک!!!

آدم تو کار یه سری آدما واقعا میمونه! هیچ جوره نمیشه درکشون کرد...

با اون همه گرفتاری و آبرو ریزی و توهینی که پسرش به وجود آورد و تو فامیل و در و همسایه و حتی هر کی که تو شهر میشناختش خورد شد باز هم یه کارایی واسه پسرش میکنه که من یکی واقعا نمیتونم درکش کنم

پسری که آبروی خواهر و مادر و پدرشو برده و با پررویی تمام میگه من نمیتونم مادرمو ببینم.. وقتی میبینمش اعصابم بهم میریزه...

پسری که انقد کج فهمه که حتی از کارهایی که میکنه پشیمون هم نمیشه!

اونوقت وسط تنبیه کردن، پدرش امدادهای غیبی واسش میفرسته! همون پسری که پیش من میگفت من از بابام بدم میاد!

بابا میگه هرچی باشه پسرشه..

ولی من به بابا هم گفتم.. پدری که دلش واسه بچش بسوزه درست تربیتش میکنه.. نه اینکه با دوستی های خاله خرسه اون و پررو تر کنه و وضع و بدتر...

خدا خودش به خیر بگذرونه...افسوس

 

پ.ن: یه بار خودم این پست و خوندم.. جمله بندیم زیر خط فقر بود اصلا!! :دی

حق بدین به من اعصابم خیلی بهم ریختس... در این حد که حوصله ندارم برم جمله هامو درست کنمعینک

به بزرگواریتون ببخشایییدمژه

/ 1 نظر / 15 بازدید
Mr chapool

منم با نظر پدر بزرگوارتون موافقم! خیلی وقتا دیدم که پدر و مادر خیلی هم سخت گیری می کنن توی تربیت اما نتیجه منفی میده و برعکس هم هست و دیدم! باید ریشه یابی بشه! اما در کل پدر و مادر هستن و بچه شون هرچیم باشه دوسش دارن!